نويسندگان
لینک دوستان
لینک دوستان
{/#*RaYka*#/}

امامزاده ابراهیم زیارت سر فولادمحله بر فراز ارتفاعات مشرف به فولادمحله در حدود 50 کیلومتری شمال شرق شهمیرزاد از توابع استان سمنان واقع شده است. ارتفاعاتی که مرز میان استان سمنان و مازندران نیز محسوب می شود. مادامی که بر فراز آن بایستید در جهت شمال استان مازندران و در جنوب استان سمنان قرار گرفته است. امروز با پیاده روی از فولادمحله تا امامزاده ابراهیم روزی خوش برای خودم و همراهانم رقم زدیم. که در ادامه گزارشی مختصر تقدیم حضورتان خواهد شد.

برای دریافت جی پی اس مسیر اینجا کلیک کنید.

 


ساعت 7 صبح به فولادمحله رسیدیم. وارد مسیر سد شدیم که در 1 کیلومتری شمال فولادمحله قرار دارد. با عبور از امامزاده تاج الدین به سد رسیدیم و کمی جلوتر در زیر سایه درخت سنجد خودرویمان را ترک کردیم و کوله بر دوش به راه افتادیم. دره زیبایی در پیش رویمان قرار داشت. دره ای انبوه از درختان چنار که چند درخت سنجد و گردو نیز در ابتدای راه به چشم می خورد. جریان آب در این دره برایمان بسیار جذاب بود. چرا که در این خشکسالی های پیاپی کمتر دره ای در این حوالی می توان یافت که چنین صدای آبی در آن طنین انداز باشد.

 

+

پس از طی حدود 1/5ساعت پیاده روی و  طی حدود 4 کیلومتر برای صرف صبحانه توقف کردیم. پس از صرف صبحانه دوباره به راه افتادیم. کمی جلوتر باید از دره سمت راست بالا می رفتیم. چوپانان در حال چرای گوسفندان بودند. خسکسالی به گوسفندان نیز رحم نکرده بود. به نظر بسیار نحیف و لاغر می آمدند. هرچند هوا خنک بود اما گوسفندان برای فرار از تابش آفتاب بر روی سرشان در یک صف طولانی حرکت می کردند تا از سایه یکدیگر استفاده نمایند. مراتع خشک و کم علف بود اما خوشبختانه درختان ته دره و در مجاورت آب شاداب بودند. 

کمی جلوتر آبشارکی قرار داشت که با عبور از آن به سرچشمه اصلی آب رسیدیم. آب خنک و گوارایی بود. چوپانان برای پر کردن ظروف آب در کنار چشمه نشسته بودند و برای سهولت در پر کردن ظرفها لوله ای در چشمه کار گذاشته بودند. میشی باهوش که دوست داشت از سرچشمه اصلی آب بنوشد خود را به لوله آب نزدیک کرده بود و با قرار دادن دهان خود در درون لوله آبی گوارا می نوشید که حتی با تحدید چوپان نیز حاضر به از دست دادن آن نبود.

اینجا در ارتفاع 2450 متر آخرین نقطه ای بود که به آب دسترسی داشتیم. ره زیادی تا امامزاده نمانده بود. پس از طی حدود 20 دقیقه گنبد امامزاده در سمت راستمان دیده می شد. مسیرمان را به سمت آن تغییر دادیم و پس از طی حدود 7 کیلومتر از محل ترک خودرو و در ارتفاع 2550 متر در ساعت 10/30به امامزاده رسیدیم.

همانطور که می دانستم امامزاده به تنهایی هیچ جذابیتی نداشت و ساختمانهای نیمه کاره اطراف آن نیز شرایط را بدتر کرده بودند. نکته قابل تامل برای من این بود که می دانستم بنای امامزاده در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است. من که خود آشنا به آثار تاریخی و ثبت آن بودم برایم جای تامل داشت که چرا چنین اثری در فهرست میراث ملی جای گرفته است. اثری که به نظر من هیچ ارزش معماری نداشته و ثبت آن در فرست میراث ملی عبث و بیهوده بوده است.

در سمت شمال روستای بالاده و  قله شاهدژ قرار داشت و منظره ای زیبا را به تصویر کشیده بود. ما نیز مدتی محو تماشای آن شده بودیم. جاده زیبای کیاسر به روستای بالا ده نظر مرا به خود جلب کرده بود و آن را دنبال مب کردم و بدان می اندیشیدم که برنامه دوچرخه سواری را در آن در آینده ای نزدیک به اجرا گذارم.

 

 

[ شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤ ] [ ٥:٥٩ ‎ق.ظ ] [ علی اکبر مرادان ]
درباره وبلاگ

سفر یعنی زندگی. سفر نویسی یعنی دادن زندگی به دیگران درود بر روان شاد همه سفرنامه نویسان. به یاد شب های تاریک و بی مهتاب کویر در آن زمان که آلفونس گابریل بر آن قدم می نهاد. می نویسم هر چند با دانشی ناچیز و ادبیاتی نه چندان صحیح. به امید آن روز که تمام نقاط استانم را دیده باشم. چون آرزوی دیدن تمام ایران آرزویی است دست نایافتی. تماس با من: 09122314578 aliakbarmoradan@yahoo.com
موضوعات وب
امکانات وب

تماس با ما