نويسندگان
لینک دوستان
لینک دوستان
{/#*RaYka*#/}

ساعت حدود 10 شب پنجشنبه شده و هنوز نمی دونم باید فردا رو چیکار کنم. حسن آقا، پایه همیشگی هم که رفته قله نرو و من موندم و تنها. اخوی هم که تازه 12 شب میخواد بره باشگاه با خداست که کی برگرده.بیخیال، این هفته میگیرم تا لنگ ظهر میخوابم. حالا یه سری به وبلاگه بزنم ببینم کسی ابراز تمایل نکرده باشه برای اومدن. نه خبری نیست.                                                             یهو موبایل روی میز لرزید. الو بفرمایید. الو سلام دایی فردا برنامه چی؟ منو میگی در آن واحد تصمیم گرفتم و گفتم صبح ساعت 7 آماده باش میام سراغت...

جهت مشاهده و یا دریافت فایل GPS مسیر اینجا کلیک کنید


سریع رایانه و خاموش کردم و وسایل و ریختم تو کوله. ساعت 30/7 صبح راه افتادم. به اتفاق اخوی دو تا دوچرخه و بستیم به ماشین و رفتیم سراغ صدرا. به سرعت دوچرخه اونم به دوتای قبلی اضافه کردیم و راه افتادیم. گفتم می ریم سمت کوه سرخ و سری به همای سعادت میزنم. اگه یادتون باشه تو یکی از پستها با عنوان سفرنامه کوه سرخ کاملاَ راجع به مسیر دسترسی و فاصله ها در مورد کوه سرخ صحبت کرده بودم. اگه مایلید می تونید اینجا مطالعه بفرمایید.

جوری برنامه ریزی کرده بودم که حدود 50 کیلومتر برای رفت و برگشت رکاب بزنیم. واسه همین وارد جاده صوفی آباد شدیم و از اونجا هم بعد از صوفی آباد به سمت بیابانک که وارد جاده خاکی شدیم چند کیلومتری با ماشین رفتیم.

  خلاصه دوچرخه هارو باز کردیم به دوچرخه به راه افتادیم. بارندگی های پاییز و رفت و آمد های گله های شتر باعث شده بود تا تمام سطح حدود 5 کیلومتر از مسیر کا ملاَ ناهموار بشن. واسه همین دوچرخه سواری خیلی سخت بود. به هر ترتیبی که بود از این شرایط عبور کردیم. صدرا هم که اولین باری بود که می خواست یه رکاب طولانی داشته باشه متاسفانه دوچرخه به درد بخوری واسه این سفر نداشت. به هر ترتیبی که بود خودمونو به رودخونه رسوندیم. تا اینجا 16 کیلومتر رکاب زده بودیم.

قصد داشتیم که با عبور از رودخونه به سمت کوه سرخ حرکت کنیم تا به همای سعادت برسیمش اما به نظر می رسید که با دوچرخه سنگین صدرا و نقص فنی دوچرخش بهتره که برگردیم. واسه همینم جاتون خالی نشستیم و صبحونه ی مفصلی خوردیم. بعد از صرف صبحونه تصمیم به برگشت گرفتیم. تو راه برگشت دوچرخه نگون بخت صدرا هم حسابی داغون شده بود. ژیشنهاد دادم که بندازیمش تو بیابون و بریم ولی دوباره گفتم که باید به فکر محیط زیست باشیم و گرنه.....

دوچرخه سواری روی سله های نمکی هم صفایی داره

[ شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ علی اکبر مرادان ]
درباره وبلاگ

سفر یعنی زندگی. سفر نویسی یعنی دادن زندگی به دیگران درود بر روان شاد همه سفرنامه نویسان. به یاد شب های تاریک و بی مهتاب کویر در آن زمان که آلفونس گابریل بر آن قدم می نهاد. می نویسم هر چند با دانشی ناچیز و ادبیاتی نه چندان صحیح. به امید آن روز که تمام نقاط استانم را دیده باشم. چون آرزوی دیدن تمام ایران آرزویی است دست نایافتی. تماس با من: 09122314578 aliakbarmoradan@yahoo.com
موضوعات وب
امکانات وب

تماس با ما