نويسندگان
لینک دوستان
لینک دوستان
{/#*RaYka*#/}

 

این هفته قصد داشتیم تا با دوچرخه هامون یه بار دیگه جا پای روسها بذاریم و یه سری به چاه های نفت خوریان بزنیم تا نادیده هایی که توی سفر قبلی ندیده بودیم و ببیینیم. این هفته گروه دو یا سه نفری مون به نه نفر رسیده بود. همه پر انرژی تو هوای سرد زمستونی سوار بر دوچرخه ها از سمنان به راه افتادیم.

 

برای دریافت فایل GPS و یا مشاهده مسیر اینجا کلیک کنید


حکایت چاه نفت خوریان حکایت درازیه که  می تونین در ادامه به نقل از کتاب بنیادهای هویتی سمنان از خسرو عندلیب سمنانی (گویا) که در روزنامه پیام سمنان منتشر شده مطالعه بفرمایید. در غیر اینصورت می تونید به گزارش و تصاویر سفر ما در انتها مراجعه کنید.

قریه کوچک خوریان که در حوزه مرکزی شهرستان سمنان قرار دارد، جزو دهستان علا» (کهلا) به شمار می رود که در 9 کیلومتری جنوب شرقی سمنان واقع است. این منطقه در حال حاضر به علت مهاجرت روستاییان به شهرها از جمله سمنان تقریبا خالی از سکنه است و تعداد معدودی از کشاورزان در این روستای کوچک به شغل کشاورزی و دامپروری اشتغال دارند.  
در سال های گذشته برای مدتی محدود، اراضی این منطقه از سوی کمپانی های نفتی و متخصصین فنی نفت جهان، دستخوش داد و ستد و اغتشاش و دگرگونی گردید که بازتاب آن در رسانه های گروهی آن زمان مورد توجه محافل سیاسی و اقتصادی ایران و جهان واقع شد. با گذشت چند سال ناگهان سکوت ابهام آمیزی در دنیای نفتی آن زمان در سراسر منطقه نفت خیز خوریان سمنان سایه افکند و موج اغتشاشات و داد و ستدها نیز ناگهان فرو نشست و موضوع آن به بوته فراموشی سپرده شد.  
اما برای اطلاع نسل جوان از چگونگی ایجاد این اغتشاشات و سر و صداها در این منطقه کوچک و ایجاد موجی عظیم در دنیای نفت آن روزگار، شاید اشاراتی هر چند کوتاه به این مسئله خالی از فایده نباشد.  
در سال های پیش، در منطقه شمالی ایران در چند نقطه از جمله منطقه خوریان سمنان، نشت نفت از زمین، نشان داد که احتمال وجود حوزه های نفتی در مناطق یاد شده وجود دارد، تا این که در سال های 1936 تا 1938 یک شرکت نفت مختلط ایران و روس، با بررسی های مجدد و دقیق تر از اراضی قریه خوریان سمنان، سرانجام به این نتیجه رسیدند که در این حوزه منابع نفت  به میزان قابل محسوسی وجود دارد. با پیشنهادات و تمهیداتی که با دولت وقت انجام گرفت، موافقت شد که شرکت مذکور عملیاتی در آن منطقه انجام دهد. اما با دادن این مجوز به شرکت مذکور، عکس العمل های شدیدی بین شرکت های نفتی چند کشور جهان به وجود آمد که موجب وقفه در انجام این امر شد. اما لازم به توضیح است که برای اولین بار موضوع امتیاز نفت خوریان سمنان به سال 1878 میلادی بر می گردد. زمانی که ناصر الدین شاه قاجار امتیاز نامه ای به حاج علی اکبر امین معادن بخشید که در ناحیه سمنان، منطقه خوریان بتواند اقداماتی در زمینه استخراج نفت به عمل آورد.  
بعدها در سال 1934 وزیر فواید عامه (مشارالدوله حکمت) این امتیاز را به نام دو نفر به اسامی (میرزا علی اکبر خان ستوده) و (میرزا عبدالحسین خان امین معادن) به ثبت رساند. در همان زمان نیز شرکت نفت ایران و انگلیس علیه این مسئله که سمنان در آن زمان جزو حوزه امتیاز (دارسی) بوده، اعتراض نمود. زیرا ناحیه نفتی سمنان جزو پنج ایالت شمالی که خارج از حوزه امتیازی بودند به شمار نمی آمد. اما دولت وقت ایران خاطرنشان ساخت که ایالت سمنان در سال 1924 جزو ایالت شمالی نبوده و در سال 1901 که امتیاز دارسی اعطا گردیده این منطقه جزو ایالت خراسان به شمار می رفته است.  
در سال 1925 میلادی یک شرکت ایرانی تحت عنوان شرکت سهامی نفت کویر خوریان سمنان با سرمایه ای معادل 50 میلیون ریال تشکیل گردید و مصمم شد که نفت منطقه مذکور را استخراج نماید و 25 درصد حقوق صاحبان امتیاز را نیز بپردازد. اما دولت شوروی با تمهیداتی از طریق امتیاز (خوشتاریا) توانست 65 درصد سهام آن شرکت را تصاحب نماید.  
برای اطلاع از مساله امتیاز "خوشتاریا" لازم به توضیح است  که در سال 1916 سپهسالار اعظم رئیس الوزرای ایران، امتیازی به مدت 70 سال جهت استخراج نفت و گاز طبیعی در مناطق گیلان، مازندران و گرگان به یکی از اتباع روسی به نام خوشتاریا اعطا کرد و این امتیاز به نام امتیاز خوشتاریا موسوم گردید که البته سال بعد این امتیاز از سوی نخست وزیر وقت "وثوق الدوله " تصویب قانونی شد که سرانجام مفاد این امتیار در سال 1918 با مخالفت های نمایندگان ایران روبه رو شد و از درجه اعتبار ساقط گردید.  
در سال 1944 کمیسیونی از سوی دولت شوروی تحت ریاست "س.ای. کافتارادزه" معاون کمیساریای ملی امور خارجه و نماینده تام الاختیار شوروی سوسیالیستی به ایران آمد تا درباره امتیاز نفت خوریان سمنان و نواحی شمالی ایران با نخست وزیر وقت، آقای ساعد ملاقات نماید.  
نخست وزیر ایران بعد از ملاقات با کمیسیون مذکور، در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد که در آن «کافتارادزه» مطالبی در همین زمینه ایراد نمود و گفت:  
دولت اتحاد جماهیر شوروی (سابق) در نظر دارد امتیاز نفت نواحی آذربایجان شمالی، گیلان و مازندران و قسمتی از ناحیه سمنان و چند ناحیه از خراسان شمالی را تحصیل نماید. در ضمن متذکر گردید که صاحب امتیاز مناطق فوق متعهد می شود که پرداخت کلیه هزینه های مربوط را تضمین خواهد کرد و تعهد خواهد داد که مواد نفتی را با شرایط استمهالی چه برای احتیاجات دولت و چه برای احتیاجات مردم ایران برآورده نماید. ایجاد چاه های نفت، ساختمان اماکن برای کارگران و تعمیرگاه ها و راه های شوسه مورد احتیاج از سوی صاحب امتیاز تامین خواهد شد و سرانجام پس از انقضای مدت، امتیاز از کلیه بنگاه های صاحب امتیاز در حالی که قابل بهره برداری باشد، بلاعوض به دولت ایران واگذار خواهد شد.  
سخنان مطرح شده در کنفرانس به زودی اذهان ملت ایران را روشن کرد و سران قوم دریافتند که امتیاز نفت خوریان سمنانی نمایشی و پیش درآمدی بیش نیست و به وضوح احساس کردند که غرض اصلی روس ها، نه تنها نفت سمنان، بلکه تصاحب کلیه ایالات نفت خیز شمالی ایران می باشد. این بود که اختلاف نظرهایی بر سر ایالت شمالی ایران بین روس ها و ایرانی ها درگرفت و به تبع آن امتیاز نفت خوریان سمنان نیز به بوته فراموشی سپرده شد.  
به جهت آگاهی بیشتر از اقدامات اتحاد جماهیر شوروی سابق در امر حصول امتیاز در منطقه سمنان به متن گزارش و مصاحبه «کافتارادزه» با نماینده روزنامه اطلاعات آن زمان توجه نمایید،  تا به تمام مقاولات و معاهدات و کشمکش ها و حوادث سیاسی مربوط به نفت شمال و منطقه سمنان و عکس العمل های ایران در قبال این مساله بیشتر آشنا شوید.  
همان گونه که بیان شد «کافتارادزه» در راس هیاتی در اوایل مهر ماه سال 1323 به ایران آمد، تا با دولت ایران در زمینه مسائل استخراج و کسب امتیاز نفت در ناحیه سمنان گفت و گو کند . اما این موضوع در آن زمان نه مردم ایران و نه مجلس شورای ملی هیچ یک در جریان امر قرار نداشتند و مردم از یکدیگر  سوال می کردند که برای چه منظوری هیاتی از کشور شوروی به ایران آمده و چون مسائل همچنان در پرده ابهام باقی ماند، کسی اطلاع صحیحی از موضوع سفر هیات روسی به ایران نداشت تا آن که مصاحبه «کافتارادزه» در روزنامه اطلاعات آن زمان پرده ابهامات را از مقابل چشم مردم ایران کنار زد و مردم فهمیدند که موضوع از چه قرار است. «کافتارادزه» در متن مصاحبه خود به این مساله مهم اشاره داشت که من در راس یک هیات دولتی به منظور مطالعه وضع شرکت نفت «کویر خوریان» و تحصیل اطلاعات در مورد منابع طبیعی نفت شمال ایران، وارد ایران شده ام.  این امر که در مسکو آغاز شده بود، به کمک یک عده از کارشناسان و علمای زمین شناس بزرگ که با من وارد شده اند، اینک به انجام رسیده است. ما به بازدید تمام نقاطی که مورد نظر ما بود، موفق شدیم و کارشناسان و زمین شناسان شوروی از وضع و ساختمان طبقات ارتفاعات محلی و سایر آثاری که دال بر وجود احتمال چاه های نفت باشد، اطلاعات کامل به دست آوردند.  
من نتایج عملیات خود را به اطلاع دولت متبوع خویش رسانیده ام و اینک به کمیسیونی که من در راس آن قرار دارم، اجازه داده شده است که پیشنهادی به دولت ایران تقدیم داریم که کشف و استخراج نفت در مناطق شمالی ایران به دولت شوروی واگذار شود.  
دولت شوروی تصور می کند که وجود منابع نفت در شمال ایران و عمل کارگران و مهندسین ایرانی توام با صنعت کامل اتحاد جماهیر شوروی، نتایج نیکویی برای هر دو کشور به بار خواهد آورد و عامل موثری در صنعتی ساختن شمال ایران خواهد شد.  
دولت شوروی برای این مساله اهمیت شایانی از نظر تحکیم روابط و مراودات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان دو کشور همجوار قائل است. من در خصوص این موضوع با مقامات رسمی کشور ایران به مذاکره پرداختیم... امیدوارم که چنین عمل مهم و مفیدی برای دو کشور با موفقیت انجام شود...
با انتشار متن مصاحبه کافتارادزه در روزنامه های آن زمان، حس بدبینی و انزجار شدیدی بین محافل مجلس و مردم به وجود آمد و موجب شد که هر کسی به نوعی ابراز انزجار خود را از این مساله بروز دهد. دامنه این گفت و گو سرانجام به آنجا رسید که نخست وزیر وقت آقای ساعد ناچار شد که خطابه ای در این مورد انتشار دهد و مردم و مجلس را از جریان امر مطلع گرداند. وی در جلسه بیست و هفتم مهر ماه 1323 گفت:  
در روزهای اخیر در اطراف موضوع نفت چیزهایی گفته و نوشته شده که لازم است در خصوص آن توضیحاتی بدهم: همان گونه که نمایندگان مجلس در اظهارات آتشین خود خاطر نشان کردند که دولت به هیچ وجه نباید ذخایر و منابع نفت را به عنوان امتیاز در اختیار اجانب قرار دهد و لازم است که از این منابع ثروت، برای تحکیم بنیان و توسعه امور اقتصادی برای آینده حفظ و نگهداری نماید. در اینجا لازم است که یادآوری نمایم که دولت بدون مراجعه و مشاوره قبلی با مجلس هرگز امتیازی به کمپانی های خارجی نخواهد داد و سو» ظن مجلس و مردم در اصرار به استتار موضوع نفت، صحیح نبوده و دولت به نمایندگان خارجی و شرکت های نفتی هیچ نوع جواب مثبتی تا کنون ارائه نداده است.  
بعد از سخنان آقای ساعد نخست وزیر، در همان جلسه آقای جهانگیر تفضلی مدیر روزنامه ایران ما، در خصوص شرکت نفت خوریان سمنان سوالاتی کرد و پرسید: چرا شرکت نفت خوریان سمنان تا کنون شروع به کار نکرده است؟ آیا خود دولت شوروی به جهاتی این کار را انجام نداده و یا موانع دیگری وجود داشته است؟ کافتارادزه در پاسخ به این سوال گفت: از بدو تاسیس شرکت مذکور ما با اشکالات فراوانی مواجه بوده ایم و این وضعیت تا اوایل جنگ کنونی وجود داشته است. بدیهی است که دولت شوروی در موقع جنگ نمی توانست به اندازه کافی به مسائل شرکت نفت خوریان سمنان توجه نماید، زیرا به کارهای بزرگتر و مهمتری که مربوط به جنگ است مشغول بوده است.  
مساله نفت خوریان سمنان از سال ها پیش تا کنون به همین وضع و اوضاع به صورت راکد باقی مانده است و تقریبا موضوع به فراموشی سپرده شده است. در سال های بین 1329 و 1330 در مجله یغما، مقاله ای بدون ذکر نام نویسنده، تحت عنوان «نفت خوریان» به شرح زیر انتشار یافت که برای آگاهی نسل جوان، مسوولان و سمنانی های علاقمند به مسائل نفتی، مجددا در زیر منتشر می شود. این مطلب عین تقریر و بیان یکی از محترمین سمنان است.  
درباره نفت خوریان، به قول مجله یغما، اطلاعاتی است ساده و بی پیرایه و مبتنی بر مشهودات شخصی و ما بدون این که بخواهیم در جزئیات تحقیق کنیم یا معلومات خود را بدان بیفزاییم، بدون هیچ تصرف عینا به چاپ می رسانیم:  
خوریان در یک فرسخ و نیمی جنوبی سمنان واقع است. ده، دوازده خانوار جمعیت دارد. مدارش بر چهارده است. خرده مالک است. مالک عمده اش آقای محمد ثقفی است. آب خوریان شیرین است. محصولش جوزقه و گندم است. گویا دهکده ای قدیمی است، چه آثار قلعه خرابه ای در آنجا هست موسوم به «قلعه گبری». 
سابق پنج رشته قنات داشته که اکنون یکی از آنها دایر است و در حدود نیم سنگ آب دارد. اما اگر در این کاریز کار کنند، آبش چندین برابر می شود و استعدادش بسیار خوب است. پایین تر از خوریان دیگر قریه ای نیست.  
چاه نفت در 5 کیلومتری جنوبی قریه واقع است که به کویر نمک جندق متصل می شود.  
اما نفت خوریان ، مرحوم میرزا علی اکبر خان ملقب به «امین معادن» معروف به «وینی» (منسوب به وین پایتخت اتریش، گویا به علت مسافرت و اقامت وی در آن بلاد) در زمان ناصرالدین شاه متوجه شد که این ناحیه نفت خیز است، زیرا نفت در روی زمین جریان داشته، پس به موجب فرمان شاه، این ناحیه را تصرف کرد.
فرمان ناصرالدین شاه به موجب ارث به دختر زاده امین معادن علی اکبر ستوده منتقل شد. علی اکبر ستوده مقیم خوار بود. وقتی تنگدست شد و می خواست فرمان شاه را به هزار تومان یا کمتر بفروشد، خریدار نیافت، دو برادر بودند به نام علی خان و عباس خان بیگلربیگی با راهنمایی و اهتمام دولت تزاری روس در نهان، سی ساعت ملک خوریان را خریداری و به شرکت «پرس آذنفت» واگذار کردند و پرس آذنفت شرکتی تشکیل داد به نام شرکت نفت کویر خوریان. 
مدیر شرکت نفت خوریان شخصی بود ملقب به «امیر منظم» (آقامیر) که از اعیان تبریز بود و دیگری میرزا  ابراهیم خان شیبانی در حدود سی سال پیش شرکت خوریان دست به کار شد و ماشین آلات و ادواتی از روسیه وارد و مهندسی روسی به نام «سیدروف» استخدام کرد. پس از یکی دو سال، دو چاه کندند. یکی به عمق چهل متر و دیگری به عمق 70 متر، روغنی که از چاه اخیر درآمد برای آزمایش به مسکو فرستادند و بعد ماشین های بزرگتری برای کندن چاه آوردند که به وسیله مهندس «کاراسف» که از روسیه اعزام شده بود، نصب گشت. شرکت نفت خوریان اوراق سهامی نیز منتشر کرد. گویا سهمی به مبلغی پانصد تومان و نصف از ایران و نصف از شوروی. اما بعدا در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی این سهام به وسیله بانک ملی جمع و شرکت تعطیل شد.  
عجالتا در خوریان یک نفر محافظ روسی با خانواده اش مقیم است. این محافظ هیچ گونه رابطه ای با مردم خوریان ندارد و هیچ کس حتی مامور دولت را هم برای بازرسی یا معاینه نمی پذیرد! یک شبانه روز املاک مزروعی را هم غصبا متصرفند و چند تن از زارعین سمنانی که مستخدم هستند، کشت و زرع می کند موتوری هم برای آبیاری آورده اند در کنار چاه، آب معدنی می باشد که برای امراض جلدی مفید است. اما محافظ نمی گذارد کسی از آن استفاده کند! این محافظ دو سال به دو سال عوض می شود. 

خلاصه کلام این که رکاب زنون رفتیم و رفتیم . از روستای علا هم گذشتیم . از مسیر قدیم روسها که در گزارش قبلی تحت عنوان در مسیر روسها منشر کردم عبور نکردیم. بعد از حدود 5/22 کیلومتر رکاب زدن ارز میدون معلم سمنان در مسیر جاده سمنان به پایگاه نیروی هوایی واره جاده خاکی سمت راست شدیم.

 

حدود 500 متر سربالایی نفسمونو به شماره انداخته بود. روی بلندی منظره زیبای کویر خود نمایی می کردو لایه های مختلف رنگی که من بهش می گم رنگین کمان کویر. باید با گوگل ارث نگاه کنید تا باور کنید که رنگین کمانه.

سربالایی نفس گیر تموم شده بود. منظره زیبایی پیش رو بود و سرازیری هم لذت دوچرخه سواری رو دوچندان کرده بود.

 

 بعد طی مسافت 26 کیلومتر به محل چاه های نفت رسیدیم. چند بنای زیبا با معماری خاص نظر ما رو به خودش جلب کرده بود. همگر بی توجه به معماری بناها به سرعت به دنبال چاههای نفت بودن و می خواستن هر چی زودتر بشکه هاشونو پر کنن. اما معماری ساختمونها نظر منو بیشتر به خودش جلب کرده بود. ارتفاع دیوارها زیاد بود و از قوسهای زیبایی برای ورودی ها و پجره ها استفاده شده بود. دیوارها بصورت چند رج در میون از تر کیب سنگ و آجر ساخته شده بودن. آثار چند بنا در محل مناسبی مشرف بر   اطراف قرار داشت. 

یکی از بناها در کنار محلی که به نظر محل اصلی چاه بود قرار داشت. بنای بسیار زیبایی بود. داخل بنا لاشه بزرگ موتور تولید برق قرار داشت که به لطف دزدان محترم چیز زیادی از اون نمونده بود.

 

 

کمی جلوتر از موتورخونه قطعات باقیمونده ز دستگاههای حفاری که به خاطر وزن زیاد از دست دزدها در امان مونده بودن در حال فرو رفتن بین گل و لای فریاد کمک سر داده بودن که متاسفانه از دست ما کاری بر نمی یومد. حالا ما اومدیم اینجا و صداشونو به همه می رسونیم تا ببینیم کسی پیدا میشه که به دادشون برسه.

 

 

بعد از گشت و گذار اطراف چاه نفت و صرف صبحونه برای بازدید از بقیه تاسیسات و وسایل به سمت جنوب حرکت کردیم. در فاصله حدود یک کیلومتری از محل اصلی چاه نفت، به تعدادی مخزن که احتمالاَ بعنوان مخازن سوخت کاربیت مورد استفاده قرار میگرفتن رسیدیم. یکی از این مخازن احتمالاَ برای تولید بخار آب مورد استفاده قرار می گرفت. هیچ کدوم از وسایل از دست دزدها در امان نموندن و تک تک اونها از زیر شعله های هوا برش گذشتن. 

کمکم وقت برگشت بود. به سختی از خوریان دل کندیم و رکاب زنون به سمت سمنان به راه افتادیم. از اون جایی که هر سرازیری به سربالایی داره ما هم باید از سربالای بالا میرفتیم. وقتی به بالای بلندی مشرف به اطراف رسیدیم بنای نسبتاَ سالمی سمت چپ ما نظر مونو به خودش جلب کرده بود. از کوره راهی به اون سمت می رفت حرکت کردیم تا بازدیدی از بنا کرده باشیم. از این بنا بعنوان مخزن ذخیره و انتقال آب از خوریان به چاه نفت استفاده میشده. حالا متوجه شده بودیم که آب از ایستگاه پمپاژ آبی که توی گزارش قبلی به اون اشاره کردم به این مخزن پمپ می شد و از اینجا بدون نیاز به پمپاژ دوباره به چاه نفت می رسید.

تصمیم گرفته بودیم که در برگشت از مسیر قدیمی یعنی همون مسیر احتمالی روسها به اعلا برگردیم. به همین دلیل بعد از بازدید از مخزن آب در مسیر قدیمی روسها به سمت کلاته خوریان به راه افتادیم. رکاب زدن روی تپه ها ماهوره ها و دره ها و پستس بلندیهای منطقه خیلی لذت داشت و ما هم از هر بلندی برای پرش استفاده می کردیم. 

 

به حاجی آباد رسیده بودیم. حاجی آباد بین اعلا و خوریان قرار داره که کمی بعد از اون به آخرین یادگار روسها در مسیر رسیدیم. همون یادگاری که قبلاَ توی گزارش در مسیر روسها راجع بهش حسابی حرف زده بودم.

اما اون چه که مهمه اینه که مسیر ی که درموردش صحبت کردیم و خدمتتون معرفی شد. بدون اغراق می تونه یکی از نقاط مهم گردشگر باشه که طرفدارهای زیادی هم خواهد داشت. اما حیف که هیچ ارگان یا سازمانی تا به حال به فقط حفظ تاریخچه استخراج نفت و صنعت کهن اون در منطقه نیوفتاده. میراث فرهنگی هم که متاسفانه در حفظ و نگهداری ساختمون اداری خودش هم مونده. به نظر می رسه که وزارت نفت با سرمایه ای که در اختیار داره و از اونجایی که همه سازمانها موظف به داشتن موزه مربوط به خودشون هستن می تونست در مورد این منطقه بهتر عمل کنه و صنایع کهن استخراج نفت رو در منطقه حفظ کنه. هنوز اهالی محل فراموش نکردن با توجه به عدم فعالیت شرکت نفت خوریان نگهبان روس حدود 30 سال در منطقه حضور داشت. به امید اینکه حداقل علاقمندان به منطقه از دیدنش بی نصب نمونن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ علی اکبر مرادان ]
درباره وبلاگ

سفر یعنی زندگی. سفر نویسی یعنی دادن زندگی به دیگران درود بر روان شاد همه سفرنامه نویسان. به یاد شب های تاریک و بی مهتاب کویر در آن زمان که آلفونس گابریل بر آن قدم می نهاد. می نویسم هر چند با دانشی ناچیز و ادبیاتی نه چندان صحیح. به امید آن روز که تمام نقاط استانم را دیده باشم. چون آرزوی دیدن تمام ایران آرزویی است دست نایافتی. تماس با من: 09122314578 aliakbarmoradan@yahoo.com
موضوعات وب
امکانات وب

تماس با ما