نويسندگان
لینک دوستان
لینک دوستان
{/#*RaYka*#/}

 

در میان رشته کوههای زیبای اشترانکوه یکی اززیباترین دریاچه های کوهستانی ایران به نام دریاچه گهر واقع شده است که در سفرنامه پیش رو گزارش سفر به آن را تقدیم خواهم کرد.

در میانه های ظهر یازدهم خرداد هنگامی که آفتاب سوزان شدیدترین پرتوهای تابش خود را بر ما می تاباند از سمنان به مقصد خرم آباد حرکت کردیم. هوا بسیار گرم بود و با توجه به تعطیلات پیش رو سفرها آغاز شده بودند.

 جهت دریافت فایل GPS مسیر اینجا کلیک کنید


من به اتفاق سایر اعضای گروه شادمان به سوی دیدنی های طبیعی در حرکت بودیم. ما می بایست از شهر های گرمسار، قم، اراک و بروجرد عبور کرده تا به خرم آباد برسیم. پس از حدود 2 ساعت رانندگی در امامزاده عبدالله توقف گاه همیشگی ما که در گزارش های سفرنامه بند علیخان و در حاشیه دریاچه نمک به آن اشاره شد توقف کوتاهی کردیم.

با احداث جاده جدید گرمسار به قم مسیر دسترسی به قم و سایر شهر های پس از آن از شرق کشور 100 کیلومتر کوتاهتر شده است. البته این جاده که تنها چند ماهی از افتتاح آن سپری نشده، جاده ایست دوطرفه که ماشین آلات سنگین بسیاری از آن تردد می کنند و عبور از آن مستلزم رعایت بیش از پیش موارد ایمنی خواهد بود. طول مسیر ذکر شده 150 کیلومتر از گرمسار تا قم است که از چرمشهر در جنوب تهران گذشته و با عبور از کاروانسرای زیبای دیرگچین به قم متصل می شود.

ما قصد داشتیم تا صبح روز جمعه از خرم آباد به سمت دریاچه گهر حرکت کرده و شبی را در حاشیه دریاچه سپری کنیم که چنین شرایطی مهیا نشد و ما صبح شنیه به سمت دریاچه حرکت کردیم. بنابراین یک روز کامل از برنامه عقب مانده بودیم. روز شنبه ساعت 8 صبح از خرم آباد به سمت دورد حرکت کردیم.پس از توقف کوتاهی در شهر درود و تهیه برخی مایحتاج و مواد غذایی به سمت دریاچه به راه افتادیم. برای دسترسی به دریاچه مسیر های متعددی وجود دارد که بهترین مسیر برای عموم افراد مسیر درود به دریاچه می باشد. مسیر های دسترسی عبارتند از:

1- درود- روستای درب آستانه - چشمه خیه 20 کیلومتر با خودرو و از چشمه خیه تا دریاچه گهر 18 کیلومتر ژیاده روی

2- الیگودرز - شول آباد حدود 2 ساعت با خودرو و حدود 12 کیلومتر (5/1 ساعت) پیاده روی

 3- مسیر کوهنوردی که از روستای تیان به ارتفاعات اشترانکوه رسیده و از آنجا می توان به دریاچه دسترسی پیدا کرد.

 ما مسیر درود به سمت چشمه خیه را برای رفتن به گهر انتخاب کردیم. مسیر دسترسی به دریاچه گهر مسیری بسیار زیباست. جاده با چندین پیچ بسیار تند از ارتفاعات بالا رفته و از روی یال ارتفاعات به سمت روستای درب آستانه پیش می رود. در روستای درب آستانه پاسگاه محیط بانی اشترانکوه مستقر است که پس از ارائه کارت شناسایی و پرداخت مبلغی اجازه ادامه مسیر  به ما داده شد. حوالی ساعت 12 به چشمه خیه یا همان انتهای مسیر ماشین رو رسیدیم که مجددا" برای هر خودرو مبلغ 40000 ریال بابت توقف خودروها در پارکینگی که فضای خالی برای پارک خودروها نداشت پرداخت کردیم. بگذریم از مدیریتی که وجود نداشت و معلوم نبود مبالغ دریافتی به حساب چه کسی پرداخت می شد و خدماتی که دریافت نمی کردیم. در همین حین که مشغول یافتن محلی برای پارک خودروها بودیم افراد محلی برای کرایه دادن چهارپایان به منظور حمل وسایل در اطراف ما پرسه می زدند و با هم رقابت شدیدی داشتند. به همین سبب هیجچ قیمت واحدی برای حمل اسباب و وسایل یا افراد به چهار پایان وجود نداشت.

از آنجایی که کسب درآمد در منطقه حق مسلم افراد بومی محلی در هر نقطه گردشگری می باشد اما چنین وضعیت چهره مناسبی از گردشگری کشور را نشان نمی دهد و در صورت حضور خارجیان و مشاهده چنین وضعیتی تصویر درستی از فرهنگ ایرانی به تصویر نخواهد کشید. بنابراین وجودیک دفتر خدماتی با همکاری شورای روستا و مدیریت صحیح و تقسیم درست درآمدها در بین بومیان بسیار ضروری و لازم می نماید. 

بالاخره پس از حدود 2 ساعت معطلی چهار خودرو پارکینگ را ترک کردند و مامحلی برای توقف خودروها یافتیم. با کمبود وقتی که داشتیم و زمان بسیاری که در پاسگاه و پارکینگ از دست داده بودیم تا حدودی از رفتن به دریاچه منصرف شده بودیم. چون می دانستیم به اتفاق خانمها و خردسالان امکان رفتن و برگشتن در چند ساعت باقیمانده وجود نداشت. به همین سبب خانمهای اعضای گروه لطف کرده و حاضر به ماندن درمحل چشمه خیه شدند تا آقایان به سرعت به دریاچه بروند. به همین سبب یکی از چادرها را در زیر سایه بانی برپا کرده و پس از صرف چای و غذا آماده حرکت شدیم.

         

پس از کرایه یک قاطر با قیمت 600000 ریال برای رفت و برگشت به منظور سوارکردن دو دختر بچه 9 و 6 ساله در ساعت 45/14 به را افتادیم. با اطلاعاتی که از قبل داشتیم باید حدود 4 ساعت پیاده روی می کردیم. با سرعتی بیش از دیگران در حرکت بودیم. مسیری بسیار زیبا و دیدنی با گلهای فراوان در پیش روی ما قرار داشت. نخست از ارتفاعات اطراف چشمه خیه عبور کردیم و پس از حدود نیم ساعت از یال رشته کوهی به دامنه تپه ای دیگر رسیدیم. برخی از افراد که در حال بازگشت از دریاچه بودند آنچنان که خستگی بر آنها مستولی شده بود قصد منصرف کردن ما و دیگران را داشتند که ناشی از عدم داشتن اطلاعات صیحیح و به عبارتی بیگدار به زدن آنها بود.

        

پس از طی حدود 1 ساعت پیاده روی به نخستین استراحتگاه بین راه در گردنه پینه کار رسیدیم. این استراحتگاه شامل سیاه چادر و برخی مواد مورد نیاز گردشگران از جمله آب بود. گروهی که بدون آگاهی صحیح از وضعیت مسیر فرزند خردسال سه ماهه خود را به گردنه رسانده بودنئ نا امیدانه قصد بازگشت به چشمه خیه را داشتند. مهتا و هلیا هم که نخست از سوار شدن بر قاطر امتناع می کردند و می ترسیدند چنان غرق لذت قاطر سوار شده بودند که حاضر به پیاده شدن از حیوان را نداشتند و انتظار چهار نعل از حیوان زبان بسته داشتند.

        

 پس از توقفی کوتاه در این استراحتگاه به مسیر خود ادامه دادیم. دامنه ای با شیب بسیار تند پیش روی ما قرار داشت. از این بلندی، آخرین گردنه دسترسی به دریاچه یعنی گردنه گهر یا گردنه معروف به خدا قوت نیز قابل دیدن بود. با عبور از سرازیری که بسیار خسته کننده بود به ته دره رسیدیم. در اطراف چشمه پنبه کار جمعیت زیادی حلقه زده بودند و با نوشیدن آب نفسی تازه می کردند. اینجا دومین استراحتگاه بین راه بود که چند سیاه چادر در آ، برپا شده بود. در محل نیز برخی مایحتاج ضروری قابل دسترسی است و برای از بین بردن فواید پیاده روی، قلیان هم در اختیار گردشگران قرار می گیرد.                               

        

فاصله مستقیم بین چشمه پنبه کار تا گردنه پنبه کار 5/2 کیلومتر است و اختلاف ارتفاع دو نقطه 410 متر می باشد که بیانگر شیب تند گردنه پنبه کار است.

در کف دره و کمی جلوتر از چشمه پنبه کار رودخانه ای که آب خود را مدیون سرچشمه های دریاچه گهر و چشمه سار های بین راه مانند آب سفید است جریان دارد و به منظور سهولت در عبور و مرور پلی بر روی آن احداث شده است.

    

 با عبور از رودخانه و طی حدود 2 کیلومتر به رودخانه آب سفید رسیدیم که در پایین دست به رودخانه اصلی می پیوست. آب بسیار سرد و گوارایی داشت. سرچشمه این رودخانه در حدود 2 کیلومتر بالاتر و خارج از مسیرمان به دریاچه قرار داشت که متاسفانه به دلیل کمبود وقت به آنجا نرفتیم.

        

پس از نوشیدن آب گوارای چشمه آب سفید به سمت دریاچه حرکت کردیم. گروه های زیادی از دریاچه به سمت پارکینگ در حال بازگشت بودند. موتور سوارهای هلال احمر و محیط بانی بطور مداوم در مسیر در حرکت بودند و مهارت خودشان را در موتور سواری به رخ می کشیدند.

کم کم به گردنه گهر یا همان گردنه معروف خدا قوت نزدیک می شدیم. با عبور از گردنه چادرهای گردشگران یک به یک در مقابل دیدگانمان ظاهر می شد. با وجود تمام  خستگی راه، به شوق دیدن دریاچه گامهایمان بلندتر و سریع تر شده بود.

      

 حدود ساعت 50/17 به دریاچه رسیدیم. جمعیت خیره کننده ای در اطراف دریاچه دیده می شد. بیش از 500 چادر در اطراف دریاچه برپا بود و بسیاری در حال شنا کردن بودند. 

                                                 

                                          

خوشبختانه مسیر دسترسی به دریاچه چندان آسان نیست. با این وجود در گزارشی که چند روز بعد در یکی از روزنامه های کشور خواندم در روزهای 14 و 15 خرداد سال جاری   (1390) بیش از 6 هزار نفر از دریاچه بازدید کردند که در صورت وجود مسیر دسترسی آسان به دریاچه مطمئنا" فاجعه زیست محیطی در منطقه رخ خواهد داد. از بدرفتاری ها ما انسانها در ارتباط با طبیعت در همه سایت ها و وبلاگها به وفور نوشته شده و من از بیان آن خودداری خواهم کرد و امیدوارم که هیچ وقت مسیر دسترسی آسان به دریاچه گهر  احداث نشود.

در محل دریاچه گهر امکاناتی از قبیل فروشگاه، سرویس بهداشتی، چادر جهت کرایه، پاسگاه محیط بانی و هلال احمر وجود دارد. 

جهت دریافت اطلاعاتی از دریاچه اینجا کلیک کنید .

بعد از  استراحتی کوتاه و گشتی در اطراف دریاچه و صرف چای در ساعت 30/18 به سمت پارکینگ حرکت کردیم.  در بین راه سواری دیگر به دو سوار قاطرمان اضافه شد. کرم مهندس گل کرد و نازنین دختر خردسالی که به همراه پدر و مادر خود از کرمانشاه به گهر آمده بودند را به همراه مهتا و هلیا سوار بر قاطر  کرد تا زودتر به مقصد برساند. خانواده نازنین نیز شادمان از شرایط حاصله به سرعت با ما در حرکت بودند.

 

         

فرصت توقف بیشتر نداشتیم. چون می بایست هر چه زودتر به جمع همراهان در محل پارکینگ می رسیدیم تا مشکلی بوجود نیاید. به همین سبب من در نزدیکی های گردنه پنبه کار از گروه جدا شدم و به سرعت خود را درســـــــاعت 21 به پارکینگ ساندم. بقیه دوستان نیز تــــــــــا ساعت 30/21 یک به یک به ما پیوستند.

 

[ سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢٩ ‎ب.ظ ] [ علی اکبر مرادان ]
درباره وبلاگ

سفر یعنی زندگی. سفر نویسی یعنی دادن زندگی به دیگران درود بر روان شاد همه سفرنامه نویسان. به یاد شب های تاریک و بی مهتاب کویر در آن زمان که آلفونس گابریل بر آن قدم می نهاد. می نویسم هر چند با دانشی ناچیز و ادبیاتی نه چندان صحیح. به امید آن روز که تمام نقاط استانم را دیده باشم. چون آرزوی دیدن تمام ایران آرزویی است دست نایافتی. تماس با من: 09122314578 aliakbarmoradan@yahoo.com
موضوعات وب
امکانات وب

تماس با ما