نويسندگان
لینک دوستان
لینک دوستان
{/#*RaYka*#/}

ترود در فاصله حدود ١٣٠ کیلومتری جنوب شاهرود در استان سمنان قرار دارد. برای دسترسی به روستای ترود می توان از چند مسیر مختلف استفاده کرد: الف: شاهرود ترود ب: دامغان ـ معلمان ـ ترود و ج: سمنان ـ معلمان ـ ترود است. در این سفر من به اتفاق ٩ نفر از اعضای گروه با سه خوردو مسیر سمنان ـ معلمان ـ ترود را انتخاب و در ساعت ۶ صبح ٢۴/١٠/١٣٨٩ از سمنان حرکت کردیم. آنچه پیش روست گزارش سفر یک روزه ما به ترود است.


چهار شب قبل از سفر ما بارش برف بسیاری از هم میهنانمان را در سراسر کشور شاد کرده بود. من که از دو هفته قبل برنامه این سفر را چیده بودم با بارش برف کمی نگران وضعیت جاده شدم. زیرا مسیری که برای رفتن به ترود انتخاب کرده بودم هنوز بطور کامل بازگشایی نشده بود و راهداری خدماتی را در آن جاده ارائه نمی داد. دو روز قبل از حرکت با یکی از دوستان سرکویری تماس گرفتم و وضعیت جاده را جویا شدم که ایشان نیز مرا منصرف کردند. با این حال من در تصمیم خود مصمم بودم. با مشورت با برخی از اعضای گروه به این نتیجه رسیدیم که سفرمان را از همان مسیر آغاز کنیم و در صورت مسدود بودن جاده از رفتن به ترود صرف نظر و در منطقه چاه شیرین که در مسیر سمنان به ترود قرار دارد به کوهنوردی بپردازیم.

ساعت ۶ صبح همه اعضای گروه در محل قرار حاضر بودند. با سه خودرو به اتفاق ٨ نفر از اعضای گروه حرکت کردیم. پس از طی ۵٠ کیلومتر به یک دو راهی رسیدیم که ما می بایست وارد جاده سمت چپ شویم. اگر قصد عبور از این مسیر را داشتید فراموش نکنید که از این نقطه باید از جاده سمت چپ ادامه مسیر دهید و ورود به مسیر مستقیم برای شما ممنوع است.

هوا نسبتاً سرد بود و دماسنج خودرو ٨ درجه سانتی گراد زیر صفر را نشان می داد. کوهها پوششی از برف داشت. با متوقف کردن خودرویی که از روبرو در حرکت بود اطلاعاتی از وضعیت جاده دریافت کردیم و خیالمان از بابت باز بودن جاده راحت شد. اما می بایست به دلیل وجود برف و یخ با سرعت کمتر و احتیاط بیشتر ادامه می دادیم. بارش برف مناظر زیبایی ایجاد کرده بود که ما را مجبور به توقف و عکاسی می کرد.

 

 خوردن یک لیوان شیر داغ با کیک در آن هوای سرد برای همه لذت بخش بود که مثل همیشه از کارهای غافلگیر کننده مهندس مرادان بود.س از طی ١١٠ کیلومتر از سمنان به جاده دامغان ـ معلمان رسیدیم و به سمت جنوب به راه خود ادامه دادیم. سمت چپ ما روستای کوه زر واقع بود که نام خود را از کوه زر به عاریت برده است. این کوه دارای معادن غنی طلا و فیروزه در کشور است. قبل از رسیدن به حسینان(حسینیان) و معلمان روستای رشم واقع است که ما با فرصت کمی که داشتیم وارد آن نشدیم. توقف کوتاهی در حسنیان داشتیم و تصمیم گرفتیم تا به مسیر خود ادامه داده و از حسنیان در بازگشت بازدید کنیم. در ساعت حدود ٩ پس از طی ١۵۵ کیلومتر از سمنان به روستای سطوه رسیدیم. روستای سطوه با چهره جدیدی از گذشته پذیرای ما بود. روستا بر اثر زلزله آسیب زیادی دیده بود و ساختمان های مقاوم د برابر زلزله در جای جای روستا در حال احداث بود.

آقای لطفی که ٢۶ سال قبل در مدارس آن تدریس کرده بودند تجدید خاطره ای کرد و برخی از شاگردان و دوستان گذشته را ملاقات کرد. روستای دیگری به نام مهدی آباد در شرق سطوه قرار دارد که با گسترش روستاها تقریباً به هم متصل شده اند. مزارع و زمین های کشاورزی در جنوب روستا قرار دارند. از اقتصاد مردم روستا پرسیدیم که گفتند: زنان روستایی به قالی بافی و بیشتر مردان در کوره های آجر پزی روستای تل در جنوب شاهرود مشغول به کارند. بیشتر مردم با توجه به تغییر وضعیت اقتصادی نگران مشاغل خود در کوره های آجرپزی بودند.

از سطوه به مقصد ترود حرکت کردیم. فاصله سطوه تا ترود ٣۶ کیلومتر است که در این صورت فاصله آن تا سمنان حدود ١٩٠ کیلومتر می باشد. قبل از ورود به ترود در ورودی روستا به صرف صبحانه پرداختیم. و سپس وارد روستا شدیم. روستای ترود در طول تاریخ حوادث تلخ بسیاری مانند زلزله  به خود دیده است. بزرگ­ترین زمین­لرزه گزارش شده مربوط به زمین­لرزه قومس در سال ٨۵۶ میلادى با بزرگاى ٩/٧ بوده که سبب جان باختن بیش از ٢٠٠٠٠٠نفر در گستره ایالت قومس (شامل بسطام، شاهرود، دامغان و سمنان) شد. از این میان حدود ۴۵٠٠٠ نفر در شهر دامغان کشته شدند. در ٢۶ژوئن سال ١٨٠٨ میلادى زمین­لرزه­اى با بزرگاى ۶/۶ در مقیاس ریشتر در نزدیکى آبادى رشم در پى پیش لرزه­اى رخ داده بود که تلفات جانی اندکی در پی داشتــه است. زمین لرزه ای با قــدرت ۴/۶ ریشتر در 23 بهمن سال ١٣٣١ ه ش تقریباً تمام روستای ترود را تخریب کرده بود. زلزله در حوالی ساعت ١٣ اتفاق افتاده بود، بیشتر مردان در خارج از منزل مشغول به کار بودند و به همین سبب بیتشر کشته شدگان این حادثه را زنان و کودکان روستا تشکیل می داد. در آن زلزله ٩٧٠ نفر از اهالی روستا جان خود را از دست دادند.

 

 

 روستایی که امروزه ما شاهد آن هستیم کمتر از ۶٠ سال قدمت دارد. اهالی روستا پس از تخریب کامل روستا، محل روستای قدیمی را رها کرده و در غرب آن روستای جدید را بنا کردند. بقایای بجای مانده از روستای کهن یکی از جاذبه های عبرت آموز روستای ترود است. با گشت و گذار در میان خرابه های روستا به راحتی می توان کوچه ها و منازل مسکونی قدیمی را ردیابی  کرد.

 از فراز خرابه های روستای قدیمی نخلستان های زیبای ترود چشم نوازی می کنند. در نگاه نخست مناظر زیباست اما متاسفانه باز هم طبیعت آثار خشم خود را بر پیکره این روستای کهن بجای نهاده است. سرمای شدید سال ١٣٨۶ درکشور آسیب بسیاری به درختان کهنسال نخل در این روستا وارد آورده است. نخل های سوخته زیادی در مقابل چشمان بازدید کنندگان قرار دارد که به گفته اهالی در اثر سرما زدگی و خشک شدن آنها، توسط جوانان و نوجوانان روستا به آتش کشیده شده اند. آنچه برای من مبهم باقی ماند تنه های سوخته نخل ها با برگ های سبز آن بود. به هر ترتیب دیدن چنین مناظری زیبا در استانی که به ندرت به عنوان هدف گردشگری انتخاب می شود بسیار لذت بخش خواهد بود و این سوال که چرا کمتر کسی این استان را به عنوان هدف گردشگری انتخاب می کند؟

از خرابه های ترود قدیم به سمت نخلستان های جدید شرق روستا حرکت کردیم. با تماشای نخلستان های جدید و همچنین با عبور از میان مزارع و کوچه باغ های کهن به روستا بازگشتیم.

 

 

 

 

در محل توقف خودروها مظهر قنات پر آبی قرار داشت که آب آن غیر قابل شرب اما مناسب برای کشاورزی بود. زنان روستایی برای شستن لباسها از این آب استفاده می کردند. محل مناسبی برای رختشویی احداث شده بود. این محل شامل یک چهار دیواری با سکوهای طرفین بصورت روباز احداث شده که ورود مردان به آن ممنوع بود. ما با کسب اجازه و هماهنگی تصاویری از داخل رختشویخانه و زنان در حال رختشویی تهیه کردیم.

 

 

 

 

یکی دیگر از جذابیت های منطقه شیوه استخراج نمک است. هدف ما بازدید از شیوه استخراج نمک در منطقه بود که با کسب اطلاعات از اهالی متوجه شدیم که فعلاً زمان برداشت نمک نیست. به همین سبب از رفتن به محل صرف نظر کردیم. در مسیر بازگشت از ترود می خواستیم از امامزاده پیرمردان که در نزدیکی روستای بیدستان بازدید کنیم اما مهندس شکوهی ما را منصرف نمودند. ایشان نگران جاده یخ یزده ای بودند که می بایست در تاریکی شب از آن بازمی گشتیم. به همین سبب پیشنهاد دادند تا قبل از تاریکی هوا خود از جاده برفی عبور کنیم و بازدی از سایر نقاط دیدنی اطراف ترود را به سفر بعدی موکول نماییم. ما نیز اطاعت امر کرده و به سمت حسینان به راه افتادیم. مثل همیشه گله ای از شترهای در حال چرا لحظاتی ما را به خود مشغول کردند.

در مسجد حاشیه جاده در حسینان به صرف نهار پرداختیم و سپس به تماشای نیروگاه خورشیدی در حسینان رفتیم تا از آخرین فرصت های باقیمانده نهایت استفاده را کرده باشیم.پس از بازدید از نیروگاه به سمت سمنان به راه افتادیم.

 

 

 

 

 در میانه های راه و در اطراف چاه شیرین خورشید در حال غروب کردن بود. با توجه به وجود ابر در باختر من بی صبرانه منتظر غروبی رویایی بودم. در حدود یک ماه قبل که در گزارشی با عنوان طلوع تا غروب بدان پرداختم چنین غروبی را دیده بودیم. لحظه انتظار من فرا رسید و در همه خوردروها با دیدن منظره غیر قابل توصیف غروب متوقف شدند و اعضای گروه به عکاسی و تماشای مناظری بی نظیر پرداختند. با تماشای آخرین دیدنی های سوار بر خودروها سفرمان را به پایان رساندیم.

[ یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ علی اکبر مرادان ]
درباره وبلاگ

سفر یعنی زندگی. سفر نویسی یعنی دادن زندگی به دیگران درود بر روان شاد همه سفرنامه نویسان. به یاد شب های تاریک و بی مهتاب کویر در آن زمان که آلفونس گابریل بر آن قدم می نهاد. می نویسم هر چند با دانشی ناچیز و ادبیاتی نه چندان صحیح. به امید آن روز که تمام نقاط استانم را دیده باشم. چون آرزوی دیدن تمام ایران آرزویی است دست نایافتی. تماس با من: 09122314578 aliakbarmoradan@yahoo.com
موضوعات وب
امکانات وب

تماس با ما